تبليغاتX
حرفای دلم برای بهترینم و دوستای ماهم!

حرفای دلم برای بهترینم و دوستای ماهم!

حرفی ندارم فقط با اینا قد دنیا گریه کردم

چـه قدر تلـــخ شده ای
این روزهــا ...
قندهــایت را
در دل ِ چه کسی آب می کنیــــ ؟!
و این نــهایت شعــر است :
دوسـتت دارمــ ــ ــ
.
.
.
عبارتی کـه هیــچ شاعــری
تــوی گیومــه
محــدودش نمی کـــند…



یکی را دوست دارم ولی او باور ندارد.
یکی را دوست دارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد
زندگیم را با گرمای عشق او میگذرانم !


http://www.azarpix.com/my_unzip/1296639054lahze646496/azarpix.com_lahzeye_tanhayi3146464%20%2810%29.jpgکسی را دوست دارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمی توانم دستانش را بفشارم ! http://www.azarpix.com/my_unzip/1296639054lahze646496/azarpix.com_lahzeye_tanhayi3146464%20%286%29.jpgیکی را دوست دارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد ! http://azarpix.com/my_unzip/12959659433_ehsasi316464/azarpix.com_3_ashegane341646%20%282%29.jpg

یکی را دوست دارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ، او برایم یک دنیاست

اشکـــهایم که سرازیـــر میشوند
دیری نمی پایدکه قنـدیل می بندد
عجیــب ســـرد است هوای نبودنــــت ...



ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ

مینویســــم نامه و روزی از اینجا میروم

با خیال او ولی تنهــای تنــــها میروم

در جوابم شاید او حتی نگویــد کیســــتی؟

شایـــد او حتی بگوید لایــق من نیســــــــتی!

مینویسم من که عمــــــری با خیانــــت زیستم

گاهی از من یـاد کـــــن اکنون که دیگـــر نیستم



ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ

+ نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391 ساعت 9:59 PM توسط paniz |


واااااااای

روی قـلــبــــــــــ♥ــــــــے نـوشـــتــه بـود :
شــکـســــتـــــنــــے اســــت مـواظـــــــب بـاشــــــــیـن
ولـــــــــــے
مـــن روـــے قــلــــــ♥ــــــبــم نـوشــــتـم :
شــکـســ ــــ ـــتـه اســــت , راحــــــــــــــت بـــاشــــیـن

+ نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391 ساعت 9:53 PM توسط paniz |


سلامی دوباره!!!!!!!!

سلام!!!!!

دوستان نویسنده یه وب شدم که توش رمان میذارم هر کی بیاد و این و بخونه و نره توش خیلی نامرد تشریف داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

واسم نظر نمیذارین که لاقل بیاین اون وب و ببینید!!!!!

  • cloob-rooman.mihanblog.com
  • + نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ساعت 2:19 PM توسط paniz |


    یه متن خیلی ژیگول

    وقتی نگاهت غمگین است قطره های پشت شیشه هم بغض می کنند…………نگاهت بی آواز است حتی باران هم شوقی برای بارش ندارد……..وقتی لبخندت ماتمکده ی چشم های بارانی ات می شود چکاوک حتی در باران هم می میرد……………وقتی نگاه زیبایت بی باران است دیگر آمدن بهار هم بهانه ای می شود برای فصل ها…………مگر میشود غریب باران غم نگاهت را ت…حمل کند و آن را به تنهایی به دوش بکشد؟ وقتی صدای نگاهت دیگر مرا صدا نمی کند………..دیگر هیچ بهانه ای برای لبخند نگاه من نیست………………بگذار حداقل غم غمگینی نگاه تو را به دوش باران بکشم……….می دانم نمی خواهی ولی بگذار سهیم غمگینی نگاهت باشم……………صدای نگاهم که برای غم چشمانت می گرید پیشکش نداشتن من در دل بی انتهایت…………….
    + نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ساعت 8:47 PM توسط paniz |


    دو کلمه حرف حساب!!!

    دوستای گل لطفا کامل خودتون و معرفی کنین برای هزارمین بار و اما تو نظر خصوصی سوال نپرسین خدا بهتون عقل داده!!!!که من نمیتونم ج بدم آخه نه وب میذارین نه اسم درست درمون بعدم در ج دوستمون بنده facebook دارم ولی اسمم و تا کسی و نشناسم که نمیتونم بدم!!!!!
    + نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ساعت 8:28 PM توسط paniz |


    یه چیز جالب!!!!!

    عکس های بامزه برای شادی روح  !!!  www.taknaz.ir
    + نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ساعت 2:20 PM توسط paniz |


    شعری از خودم!!!!!

    به بیرون پنجره می نگرم

    کاشکل زندگی به همین اندازه 

    کوچک بود

    کاش.....پ

    ای وای که چه کاش ها در دل دارم

    کاش نمیشکستم

    کاش بر زمین نمیخوردم

    کاش پرنده ای بی غم بودم

    تا بر روی درختی رو به رویش بنشینم

    و نگاهش کنم

     ولی حیف که اگر پرنده ای شوم

    کلاغی زشت هستم 

    که کسی حاضر به نیم نگاهی بر من نیست

     و باید با صدایی گوش خراش

    جلب توجه کنم

    همانند الان

    که با زجه زدن جلب توجه میکنم

    اما هیچ کس.....

    + نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ساعت 2:16 PM توسط paniz |


    آرزوهایم

    دست هایم به آرزوهایم نمی رسند
    آرزوهایم بسیار دورند
    ولی درخت سبزم می گوید
    امیدی هست، خدایی هست
    این بار برای رسیدن به آرزوهایم
    یک صندلی زیر پایم می گذارم
    شاید این بار
    دستم به آرزوهایم برسد

    + نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ساعت 2:22 PM توسط paniz |


    آرزو

    خیلی وقته از چشام ، بی تو بارون می باره
    دل ناامید من، تو رو آرزو داره


     دل ناامید من ،‌تو رو آرزو داره
     ای همیشگی ترین ، آه ای دورترین


    سوختن کار من است ، نگرانم منشین
    راست می گفتی تو ، دیگر اکنون دیر است


    دوستی و دوری ، آخرین تقدیر است
    راست می گفتی تو ، باید از عشق برید


    از چنین پایانی به سر آغاز رسید
    شکستی و شکستم ، گسستی و گسستم


    چه بودی و چه بودم ، چه هستی و چه هستم
     تو رها از من باش ،‌ای برایم همه کس


     زیر آوار قفس ، مانده ام من ز نفس

    تو و خورشید بلند ، من و شب های قفس


     بعد از این با خود باش ، یاد تو ما را بس
     شکستی و شکستم ، گسستی و گسستم
    چه بودی و چه بودم ، چه هستی و چه هستم .



    + نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ساعت 8:17 PM توسط paniz |


    شعری زیبا

    من از عشق گفتم

    تو مدل ماشینم را پرسیدی

    من از محبت گفتم

    تو محل زندگیم را پرسیدی

    من از دوست داشتن گفتم

    تو وضعیت حسابِ بانکیم را جویا شدی

    من از ارزش ها گفتم،ارزش هایی که قیمت ندارند،امّا تو

    تو قیمت ارزش ها را با اهن و کاغذ برابر کردی . . .

    بابت تاخیر واقعا ببخشید درس داشتم حالا نظر بذارید واسم لاقل یکم شاد شم!

    + نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ساعت 8:11 PM توسط paniz |


    اخی بچه ام!!!!!!!

    + نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ساعت 9:44 AM توسط paniz |


    وای ببینید چه نازه!!!

    + نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ساعت 9:42 AM توسط paniz |


    و اما یه چیز دیگه!

    و اما یه چیز دیگه لطفا نظر خصوصی نذارین مخصوصا اونایی که میدونن باید جوابشونو بشنون و نه mail و نه وب میذارن!بعدا من نیاز به تعریف کسی ندارم!این و واسه کسی گذاشتم که خیلی خودشو قبول داره فکر میکنه همه خودشونو براش میکشن!!!!!

    + نوشته شده در شنبه پنجم فروردین 1391 ساعت 0:2 AM توسط paniz |


    اعتراض شدید

    سلام

    دوستای عزیز نامردی تا چه حد؟؟؟؟؟؟عید شما همه ما رو فراموش کردین دیگه؟؟؟؟؟؟

    + نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1391 ساعت 11:51 PM توسط paniz |


    تبریک سال نو

    سال نو مبارک!!!

    + نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1391 ساعت 0:42 AM توسط paniz |


    اههنگ گریه کن مرتضی پاشایی!

    گریه کن تا میتونی

    پیش اون نمیمونی

    اون دیگه رفته بسه تمومش کننننن

    گریه کن ته خط عشق تو دیگه رفته

    تو دلت یکی دیگه نشسته تمومش کن

    چشم به راه نشین اینجا میمونی دیگه تنها

    گریه نکن دیگه اون نمیاد خونه

    دست بکش دیگه از اون طفلکی دل داغون

    اون دیگه خوش فکر نکن دیگه حالتو میدونه

    .

    .

    تنها میمونی آخه اینو میدونی مثه اون پیدا نمیشه

    اشکات میریزه آخه اون واست عزیزه

    توی قلبت همیشه

    یادش میافتی

    دلت آتیش میگیره

    میگی کاش برگرده پیشت

    راهی نداری تو باید طاقت بیاری

    آخه میدونی نمیشه

    گریه کن تو میتونی

    پیش اونن نمیمونی

    اون دیگه رفته بسه تمومش کن

    گریه کن ته خط عشق تو

    دیگه رفته

    تو دلت یکی دیگه نشسته تمومش کن

    چشم به راه نشین اینجا میمونی دیگه تنها

    گریه نکن دیگه اون نمیاد خونه

    دست بکش دیگه از اون طفلکی دل داغون

    اون دیگه خوش فکر نکن حالت و میدونه

    ......

    اگه غلط املایی بود ببخشید اولین بار بود متن آهنگ و مینوشتم تند تند شد!!!

    + نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ساعت 9:29 AM توسط paniz |


    دست نوشته ی خودم!!!!

    دلم و شکست

    خیلی بد

    مگه چی کارش کردم

    چرا این کار و با من کرد

    مگه من از سنگم؟؟

    چرا با زندگیه من این کارو کرد؟

    زندگی؟؟

    اگه به اینجهنم بگن زندگی

    ریه هام داغون

    دستام خط خطی و سوخته

    ولی هر چی باشه دوسش دارم

    چه جهنم باشه چه بهشت دوسش دارم

    چون اون هست

    اونی که خوردم کرد

    داغونم کرد

    شکستم

    پا روم گذاشت

    روم تف کرد

    و رفت و

    حتی حاضر نشد برگرده

    و یه دستمال به دستم بده

    خود خواه ترین

    مغرور ترین

    نامردترین

    بی احساس تربن

    فرد روی زمین

    ولیی با همه ی اینا وسش دارم

    خدااااااااااااا

    کمکم کن

    کمک کن فراموشش کنم

    نه کمک کن به خاطرش بمیرم

    نه کمکم کن با یادش و به خاطرش بمیرم

    نظر فراموش نشه لطفا!!!!

    + نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ساعت 10:27 AM توسط paniz |


    بهترین روزهای عمرم!!!!!!!!

    1377/12/19

    1375/9/1

    1377/8/5

    1372/5/10

    1345/8/9



    + نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390 ساعت 7:9 PM توسط paniz |


    برای بهترینم

    نگاهت را قاب می گیرم. در پس آن لبخند. که به من. شور و نشاط زندگی می بخشد.

    امروز روز توست… تولدت مبارک.


    عطر موهایت… نرمی دستانت.. راه رفتنت… صدایت.. حرف زدنت.. نگاه کردنت.. همه و همه مرا وا میدارد که در این روز شکر گذار باشم  که شراب ناب چشمانت را مینوشم

    به تو تبریک نمیگویم به خودم تبریک میگویم که چون تویی را دارم

    تولدت مبارک
    روز تولدت رسید.
    و دیدم هیچ چیز
    گلم را
    جز عشق
    لایق نیست
    تولدت مبارک

    شاید غرور… یا شایددلمشغولی های روزمره …اجازه نمیدهد هر روز بگویم دوستت دارم

    اما امروز روز توست روز تولدت بهترین بهانه برای یاد اوری اینکه بی تو نمیتوانم زنده بمانم

    تولدت مبارک بهانه زندگیم



    + نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390 ساعت 2:23 AM توسط paniz |


    تقدیم به پریسا جوووووووووونم!!!!!!!!!

    روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو

    كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو

    درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم

    بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم

    ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم

    از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم

    من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون

    چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون

    به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم

    هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم

    تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم

    اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم

    كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش

    بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش

    با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک

    بال فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک

    عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک

    فقط مي خوان بهت بگن :.

    .

    .

    .

    . تولدت مبارک

    + نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390 ساعت 2:10 AM توسط paniz |


    برای بهترین بهترین ها!!!!

    Parisa jooonam tavaloodet mobarak!!!!

    + نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390 ساعت 1:35 AM توسط paniz |


    تقدیم به پریسای ماهم!!!!

    Happy birthday

    + نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390 ساعت 1:26 AM توسط paniz |


    deltangi

     salam omidvaram k khub bashin

    faqat ino begam delam bara tak taketooon khaili khaili khaili ziad tang shode vaqan doooseton daram o omidvaram zod tar bebinametoooon inja khube vali vaqan age deltang nabashi,bet khosh migzare age deltang bashi sakht migzare khaili sakht khaili ziad dusetoooon daram khodafez

    + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ساعت 0:52 AM توسط paniz |


    خدافظی

    سلام به همه

    گذاشتم لپ تاپ و آخر از همه جمع کنم که بتونم آخرین لحظه آپ کنم دلم برای همه حتی دوستای اینترنتیمم تنگ میشه همتون و به خدا میسپارم!راستی بعضی از دوستان گفته بودن بگم که کجا میرم من دارم میرم کانادا دیگه خوبی،بدی فحش،تیکه و.... رو حلال کنید

    نظر بذارید من و فراموش نکنید!!!!

    + نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ساعت 8:1 PM توسط paniz |


    سلام به همتون

    ببخشید این چند وقته آپ نکردم امشب به امید خدا داریم میریم مسافرت دنبال کارا و خرید بودم واقعا شرمنده!!!!!! دوستای عزیز اگه یه وقتی دیگه برنگشتم حلال کنین ها!!!!!!!همه تون و دوس دارم  البته تو این مدت هم آپ میکنم هم جواب نظراتتون و میدم!!!وای خیلی گرفته ام واسم دعا کنین!!!!!منتظر نظرات امیدبخشتون هستم!!!!!!!!!!دلم واسه همه ی دوستام تنگ میشه همه!!!طبق معمول بغض گلومو گرفته به خدا میسپارمتون بای

    + نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ساعت 11:20 AM توسط paniz |


    شعر زیبایی از فاصله ی من و تو

    از تو و فاصله با تو، از تو و حضوری دلتنگ      
    تنها مونده بغضی سنگین، که تو سینه می زنه چنگ        
    این غم پنهونی من تو ندونستی چه تلخه
    این تو خود شکستن من تو ندونستی چه سخته
    کاشکی بودی تا ببینی لحظه هام بی تو می میرن
    واسه ی با تو نبودن انتقام از من می گیرن

    حالاهم صدا با یادت شعر موندن و می خونم
    می دونم که ناگزیری اما منتظر می مونم
    موندن من یه گریزه تو هجوم ناامیدی
    تو در این هجوم ساکن یه حضور ناپدیدی...



    + نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ساعت 6:50 PM توسط paniz |


    من فقط یه دخترم!!!!!!!

    شیطــآטּ نیستمــــ

     

     فرشــتهــ نیستمــــ

     

    خــدآ همــ نیستمــــ

     

    فقــط یهــ دختــرمــــ ...

     

    از نــوع ســاده اشــ

     

    آدم هــآی ســآدهــ رآ دوسـ ـتــ دآرمــ

     

    همآטּ هــآ کهــ بــدی هیــچ کســ رآ بــآور ندآرنــد

     

    همــآטּ هــآ کهــ بــرآی همهــ لبخنــد می زننــد

     

    همــآטּ هآ کــهــ همیشــهــ هستنــد

     

    بــرآی همهــ هستــند

     

    آدم هــآی ســآدهــ رآ بآیــد

     

     مثــل یکــ تآبلــو نقآشــی سآعتــ هــآ تمآشــآ کــرد

     

    عمرشــآטּ کوتــآه استــ

     

    از بــس کهــ هر کســی از رآهــ می رســد

     

    یــآ ازشــاטּ ســوء استفــآدهــ می کنــد

     

    یــآ زمینشــآטּ می زنــد

     

    یــآ درس ســآدهــ نبــودטּ بهشــآטּ می دهــد

     

    آدم هــآی ســآدهــ رآ دوسـ ـتــ دآرمــ

     

    بــوی نآبــ " آدمــــ " می دهنــد...!

     

    + نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ساعت 8:23 AM توسط paniz |


    اطلاعیه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    سلام به همتون

    دوستای گلم لطفا نظر خصوصی که اسم نداره و یا اسماش:یه دوست،یه آشنا،کسی که خوب میشناسیش و........... نذارین!!!!!!!!!!!!مرسی از همتون!

    + نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ساعت 8:0 AM توسط paniz |


    یکی از دست نوشته های خودم!

    چشام میسوزه

    اشتهای غذا خوردن ندارم

    خسته شدم دیگه 

    تمام زندگیم شده.........

    بغض و گریه و ناله 

    واسه کدوم گناه؟؟؟؟؟                      

     عشق؟؟؟؟؟

    غلط کردن کافیه؟

    هزار بار غلط کردم

    کافیه؟

    خدا چرا جوابم و نمیدی؟

    همه میگن بزرگی مهربونی

    پس بهم کمک کن

    کمکم کن همین..

    چیز زیادیه؟؟؟؟؟؟؟؟

                                                                                                       

    + نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1390 ساعت 3:42 PM توسط paniz |


    این و تقدیم میکنم به نگین عزیزم!

     
    + نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ساعت 8:53 PM توسط paniz |